خاطرات زندان مرکزی دژبان عراق (صفحه سوم)

 ادامه از صفحه دوم:

که این مجله چه بصورت مجله های معمول ویا چه بصورت نصب در تابلوی عمومی مطالب مجله .... مفید و سودمندی که همگان برای موعد نشر آن منتظر و لحظه شماری می کردند که ببینند چه ابتکارهای جدیدی ارایه شده است.

از دیگر اموری که در بالابردن معلومات معنوی افراد بسیار موثر بود اینکه پس از واگذار شدن قرآن کریم به جمع ما که در سال سوم اسارت بودیم افراد کلمه ای از قرآن کریم چه قرائت صحیح آن ویا معنی صحیح آنرا که یاد میگرفتند به دیگران انتقال می دادند و به لطف خدا این چنین بخوبی در زندان ما فکر و ذکر خودرا بجای پرداختن به مسایلی که غیر مفید و یا جنبه لهو و سرگرمی های بی فایده داشت به یک تفکر مطمئن و معنوی مشغول ساخت تا آنجا که جلسات خصوصی برای آموزش قرآن کریم در حد همان محیط بسته وبا استعداد هر کس با آنچه می آموخت بدیگران منتقل می نمود .در بعد دیگر مطالبی که از سخنرانیها و کلاس های آقایان شهید مطهری دستغیب-احسان بخش-قربانی- و مطالب دیگر سخنرانان و خطبای جمعه نماز جمعه تهران دریافت می شد. این مطالب در دفترچه هایی پاکنویس میشد و کارها توسط داوطلبان خوانده میشد.وبه این نحو تغذیه روحی بسیار مطلوبی میشدیم.(از دستنوشته های رضا احمدی بعداز آزادی)

 ***در خصوص :"هاد" کتاب قوانین
کلمه هاد مخفف (هیئت امور داخلی) بود که توسط محمودی فرمانده آسایشگاه پیشنهاد شده بود.
محمودی با همکاری تعدادی از بچه ها قوانینی را برای اداره امور تدوین کرده بودند که به عنوان " کتابچه دستورالعمل" در امور داخلی زندان از آن استفاده می کردند. در پایان کتابچه نیز اسامی نوشته شده بود و هر کس ملزم بود جلوی اسم خودش را امضا کند. اعضای هاد چهار نفر بودند که تصمیم می گرفتند مثلا چه کسی دستشویی ها را بشوید.
براساس دستورالعمل هاد، هر سه ماه یک بار تغییرات گروهی و محل داشتند. این که چه کسی با چه کسی هم گروه شود مسئله مهمی بود که در آن شرایط برای همه دلمشغولی خوبی بود.

 برگرفته از خاطرات آزاده خلبان محمدیوسف احمد بیگی"پایگاه اطلاع رسانی نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا"

/ 0 نظر / 11 بازدید