خاطرات زندان مرکزی دژبان عراق (صفحه دوم)

 ادامه از صفحه اول: 


در مدت اسارت همواره هر نیازی که داشتیم سعی برآن میشد که از طریق خودکفایی آنرا برطرف نماییم و بدین ترتیب برآن شدیم که از تعدادی از برادران هنرمند که همواره خالصانه هنر خود را در اختیار جامعه قرارمیدادند استفاده شود واین برادران در تنظیم اجرای این امور به هر نحوی که ممکن بود با مسئولینی که از سوی خود جمع برای مدتی محدود تعیین میشدند همکاری می نمودند واین کار سبب میشد تا پای سربازان و مسئولین زندان را از وارد شدن برما کوتاه کند. بطورمثال به ذکر پاره ای از این کارها بدون ترتیب خاصی اکتفا میکنم.مثلا ما میدانستیم در تحریم تامین احتیاجات اساسی اسرا هستیم. مثل مداد یا خودکار و کاغذ و کتاب وغیره، که لازمه امور فرهنگی است .تعدادی از برادران زحمت کشیدند از پوست انار و دوده مرکبی ساختند واز آمپولهای استفاده شده خودنویس های بسیار مناسبی تهیه شد و از قسمت بالای روزنامه ها جزوه هایی تهیه میشد از هر نوع مقوای تاید و یا چیزهای دیگر کاغذهای مناسب تهیه میشد که مایحتاج امورفرهنگی را میتوانست تامین کند که به قدر نیاز هر کس به او داده میشد و یا در تعمیرات ساختمان توسط خود برادران خلبان به نحو بسیار مطلوبی انجام میشد که بهره اش به همگان میرسید –برای بهتر ماندن قرآنها چنان با ظرافت صحافی میشد که گویا صحافها این کار را انجام داده اند و با پارچه های لباس چنان جلدهای خوبی تهیه میشد که تحسین همگان را برمی انگیخت .دوبار در دو زندان مختلف محوطه زندان توسط کلیه پرسنل سیمان بسیار مناسبی کشیده شد که در نیمی از اسارت بهره آن بخود ما رسید وبرای دیگران باقی ماند –جعبه بسیار زیبایی برای کمک های اولیه پزشکی تهیه شده بود – داروخانه   توسط برادران در یک کیف بسیارزیبایی تعبیه شده بود که اینکار هیچ کس را به ذخیره دارو وا نمیداشت و این آشکارا در دید دشمن قرار داده میشد بطوریکه گاه و بیگاه سربازان بیمار دشمن داروی مورد نیازشان را از ما تامین میکردند حتی نیمه شب - تابلو هایی که سهمیه هر نفر را مشخص می نمود و افراد سهمیه را خودشان برمیداشتند و تابلوهایی برای قراردادن قوانین وضع شده در دسترس عموم و درست نمودن چیزهای دیگری مانند کتابخانه کوچکی که همه از آن استفاده می نمودند و در کل ما با این کار و نظم وترتیب امور تبلیغ آن به پرسنل دشمن آنها را مجذوب میساخت و آنها این نظم و ترتیب را به دیگر سربازان نشان میدادند وما به آنها با کار تفهیم می کردیم که آنها خود نیز باید انظباط و نظم و ترتیب امور محوله اشان را رعایت نمایند و با این کار آنها تابع ما میشدند و ما با آنکه از زمره مفقودین بودیم ولی واقعاْ تمایلی به رفتن به اردوگاه ها را نداشتیم به علت همان جو مسمومی که به یقین میدانستیم در آنجاها وجود دارد. دیگر کارهای جالبی که موجب روحیه بخشیدن بیشتر برای تحمل وضع موجود میشد تهیه و تدوین مجله که مطالب مختلف را شامل میشد.ادامه دارد...

/ 0 نظر / 13 بازدید